بنام خدا

نقد و بررسی نظريه تعبد به شهادت

بر اين ديدگاه، چند اشكال وارد شده است:

نخست اينكه: از آنجا كه زندگى عالمان و نظريه پردازان شيعى اين نظريه، هم چون:

سيد بن طاووس و علامه حلى با زهد و پرهيزكارى كم نظيرى آميخته بوده و فلسفه زندگى در اين دنيا را در تعبد به خدا و سير معنوى به سوى او مى دانستند و به همان شيوه نيز زندگى مى كردند، بنابراين، چنين باورى، در تبيين عرفانى از انگيزه قيام امام حسين(عليه السلام)بى تأثير نبوده است، در حالى كه در نهضت عاشورا اين مسئله از اهداف شاخص و كليدى به شمار نمى آيد. بنابراين اگرچه هر انسان مؤمنى(به ويژه اولياى الهى) اشتياق فراوان دارد كه دفتر عمرش با شهادت بسته شود؛ اما منحصر كردن هدف و كارِ سترگ سيد الشهدا(عليه السلام)در رسيدن به محضر معبود و درك وصال محبوب با كشته شدن به دست دشمن و عدم توجه به جوانب اساسى اين نهضت، به يقين اذهان را از اهداف اصلى قيام آن حضرت منحرف مى سازد.

 

دوم آنكه: قيام و مبارزه تنها به قصد كشته شدن و رسيدن به مقام قرب الهى بدون آنكه وراى چنين حركتى اهداف والايى تعقيب شود، هيچ گونه توجيه عقلى و شرعى ندارد، زيرا درصورت فقدان چنين اهدافى، بر معصوم(عليهم السلام) لازم نيست دست به چنين اقدامى بزند مگر آن كه تعقيب چنين حركتى، منتهى به شهادت گردد. چنانكه سيره و روش رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و اميرمؤمنان(عليه السلام)در نبردهاى عصر خويش اين گونه بود كه تا حد امكان جان خود را حفظ كنند تا بيشتر بتوانند از دين وايمان دفاع كنند، نه آنكه خود را به كشتن دهند تا به لقاى پروردگار خويش برسند. چرا كه رسيدن به چنين مقام هايى لزوما حركت مسلحانه را نمى طلبد ودر تعاليم اسلامى نيز به مؤمنان چنين سفارشى نشده است.

سوم اينكه: اگر نهضت حسين(عليه السلام) تنها براى درك مقام شهادت بود، چرا آن بزرگوار از آغاز نهضت خويش در مدينه تا واپسين لحظات حياتش در روز عاشورا، از افراد براى يارى كردن خويش كمك مى خواست وحتى وقتى با جلوگيرى لشكر حُرّ براى رفتن به كوفه رو به رو شد، از وى خواست بگذارد به حجاز بازگردد؟ و چرا حضرت در روز عاشورا، قبل از آغاز نبرد تا واپسين لحظات، به نصيحت دشمن جهت جلوگيرى از هرگونه خونريزى پرداخت؟ و اصولا چرا حضرت، جناب مسلم بن عقيل را در پاسخ دعوت كوفيان به كوفه فرستاد؟ اين شواهد وده ها قرائن ديگر، حاكى از آنست كه نمى توان فلسفه قيام حضرت را منحصرو خلاصه در شهادت ورسيدن به مقامات عاليه الهى كرد.

توضيح و تبيين صحيح اين نظريه

بايد توجه داشت كه طرفداران اين نظريه با طرح چنين ديدگاهى، نخواسته اند قيام عاشورا را يك اقدام و عمل بى هدف وبى نتيجه به شمار آورده وآن را مانند بسيارى از امور تعبّديّه، تعبّد محض بدانند كه نمى توان براى آن فلسفه و اهداف ديگرى را تصور كرد، بلكه مراد آنان اين بوده كه هدف امام(عليه السلام)ازاين حركت را، تنها اطاعت امرخدا وجلب خشنودى حضرت حق و درنتيجه اداى تكليف خويش جلوه دهند، چنانكه با اينكه آثار و نتايج فراوانى بر رسالت پيامبر(صلى الله عليه وآله) مترتب مى شود، اما گفته مى شود هدف پيامبر(صلى الله عليه وآله) از رسالتش، فرمانبرى از حكم الهى و اداى تكليف بوده است. بنابراين، اين نوع نگرش به حادثه عاشورا درصدد بيان اين مسئله است كه پذيرش شهادت از سوى معصومان(عليهم السلام) به فرمان الهى، امرى بر اساس موازين شرعى و عقلى بوده است و عقل وشرع آن را براى مصالح مهم تجويز كرده است. (بدون آنكه زير سؤال بردن اهداف ديگر قيام و يا حتى انكار آنها مطرح باشد.) چنانكه در هيچ يك از آيات(78) و اخبار(79) فراوانى كه درباره جهاد و شهادت وجود دارد، مسئله رجحان و ترتب پاداش فراوان بر جهاد، مشروط و مقيد به عدم شهادت و آگاهى به پيروزى، نشده است، بلكه نبرد با دشمن و جان بازى در راه اعلاى كلمه حق، امرى راجح وداراى پاداش فراوان و از نشان هاى ايمان به شمار آمده است.(80)هم چنانكه در دعاها نيز، درخواست شهادت و اشتياق به آن از فضايل بزرگ انسانى شمرده شده است. بر اين اساس است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)خود، مردم را از اين امر باز نمى داشتند. براى نمونه مى توان به جريان عَمرو بن جَمُوح انصارى در جنگ اُحُد اشاره كرد. وى چون لَنگ بود، پسرانش او را از شركت در جنگ منع مى كردند و مى گفتند: خداوند تو را معذور داشته است. اين در حالى بود كه او آروزى شهادت مى كرد. عمرو خدمت پيامبر(صلى الله عليه وآله) رسيد وگفت: پسرانم مرا از شركت در جهاد منع كرده اند. به خدا سوگند من مى خواهم با همين پاى لنگ وارد بهشت شوم. پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: خداوند تو را از جهاد معاف كرده است؛ اما چون عمرو قانع نشد، پيامبر فرمود: ماعَلَيْكُمْ اَنْ لاتَمْنَعُوهُ، لَعَلَّ اللهَ يَرْزُقهُ الشَهادة؛ باكى نيست از اينكه او را منع نكنيد؛ شايد خداوند شهادت را نصيب و روزى او كند. عمرو در جنگ شركت كرد و به درجه رفيع شهادت رسيد.(81)

بنابراين اگر شهادت به خودى خود امرى مطلوب نبود، پيامبر(صلى الله عليه وآله) چنين اجازه اى را به عمرو نمى داد. هم چنين پيامبر(صلى الله عليه وآله)به امام حسين(عليه السلام) فرمود: اِنَّ لَكَ فِى الْجَنَّةِ دَرَجات لَنْ تَنالَها اِلا بِالشَهادَةِ(82) براى تو در بهشت مقامات و درجاتى است كه تنها با شهادت به آن ميرسى.

از اين رو مى توان گفت طرفداران اين نظريه ضمن اذعان به اين مسئله كه قيام امام حسين(عليه السلام) كاملا آگاهانه وبه انگيزه دفاع از اسلام واحياى سنت جدش بوده است، بر اين باور نيز هستند كه اين حركت از جانب حضرت، به جهت دستيابى به آن مقامى بوده كه خداوند در بهشت براى او در نظر گرفته است و تنها راه رسيدن به آن، به فرمايش پيامبر(صلى الله عليه وآله)، شهادت بوده است، واين مطلب با توجه به منزلت و جايگاه خاص شهادت در فرهنگ اسلامى وآموزه هاى دينى، كاملا درست و مورد پذيرش هر مسلمانى است.

پی نوشت ها :

78. به عنوان نمونه ر.ك به سوره هاى: نساء74؛ توبه، 111 ـ 112؛ محمد، 4 ـ 6. مرحوم مجلسى اين آيات را آورده است: بحار الانوار، ج97، ص 1 ـ 6.

79. براى نمونه ر.ك: مجلسى، همان ، ج97، ص 7 ـ 15؛ محمد بن الحسن الحر العاملى، وسائل الشيعة، تصحيح وتعليق: عبدالرحيم ربانى شيرازى، چ پنجم، تهران، مكتبة الاسلامية، [بى ت]، ج11، باب1، ص 6 ـ 12.

80. توبه، 111.

81. عبد الملك بن هشام، السيرة النبوية، تحقيق: مصطفى السقا وديگران، بيروت، داراحياء التراث العربى، چ اول، 1415هـ ، ج3، ص 101؛ محمد بن عمر بن واقد، المغازى، تحقيق: مارسدن جونز، [بى ج]، مكتبة الاعلام الاسلامى، 1414هـ ، ج1، ص 264؛ عزالدين ابوحامد عبد الحميد بن ابى الحديد، شرح نهج البلاغة، تحقيق: محمد ابوالفضل ابراهيم، چ دوم، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1387هـ ، ج14، ص 261.

82. ابو جعفر محمد بن على بن الحسين بابويه القمى (شيخ صدوق)، الامالى، تحقيق: مؤسسة البعثة، چ اول، قم، مؤسسة البعثة، 1417هـ ، مجلس سى ام، ص 217؛ ابن اعثم، همان، ج5، ص 19؛ خوارزمى، همان، ج1، ص 271.

 

منبع : پایگاه جامع عاشورا

 





تاريخ : پنج شنبه 14 آبان 1394  | 9:13 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.